![]() |
![]() |
|
|
برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
عاشقت خواهم ماند بی آنكه بدانی دوستت خواهم بی هیچ اندوهی در آغوشت خواهم گریست بی آن كه حس كنی در تو آب خواهم شد بی هیچ گرمایی كنار آشیانه ی تو آشیانه می كنم و فضای آشیانه را پر از ترانه می كنم می پرسند : به خاطر چه زنده ای؟ و من برای زندگی تو را بهانه می كنم
زندگي گرمي دلهاي به هم پيوسته ست تا در آن عشق نباشد همه درها بسته ست
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 19:21 توسط ...نگار... |
|
|
تنها برای چشمان تو می نویسم که نگاهت تکراری از آسمان است… تو همانی هستی که بهار را برایم به ارمغان آوردی و من همانی هستم که به عشقت وفادار مانده ام و روزهای بی تو را در دفتر دلم شمارش کردم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 19:4 توسط ...نگار... |
|
|
I LOVE U |
به نام سرفصل همه ی نامه ها...
چه آنهایی که نوشته شدند و چه آنهایی که سپید ماندند تا کاغذ ها سیاه نشوند |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1388 |
| لينك ها |
|
لحظـــــــــــه هاي بي كسيم عشــــــــــــق فراموش شده |
|
RSS
|