![]() |
![]() |
|
|
دستانم گرمی دستانت را میخواهد ، پس دستانم را به تو ميدهم قلبم تپش قلبت را میخواهد ، پس قلبم را به تو ميدهم چشمانم نگاه زيبايت را ميخواهد ، پس نگاهم از آن توست
عشقم تمامی لحظات تو را ميخواهد و برای با تو بودن دلتنگی ميکند دل من همانند آسمان ابری از دوری تو ابری است درخشش چشمانم ، همانند خورشيد درخشان ، انتظار چشمانت را میکشد پس بدان اگر پروانه سوختن شمع را فراموش کند ، من هرگز فراموشت نخواهم کرد...
عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه نداشتن کسي است که الفباي دوست داشتن را برايت تکرار کند
چشمانم هم چو گمشده ی تشنه ای در کویر به دنبال سو سوی صدایی ار سوی او در ظلمات تنهاییم بلاجبار لحظه ها را به نامی زندگی می کند تطبیق نداده..!
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 15:43 توسط ...... |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 19:29 توسط ...... |
|
|
LOVE عناوین مطالب وبلاگ |
| kiss me |
به نام سرفصل همه ی نامه ها...
چه آنهایی که نوشته شدند و چه آنهایی که سپید ماندند تا کاغذ ها سیاه نشوند |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 |
|
RSS
|